یک اصل رهبری که هرگز نباید فراموش کنید!

بدترین ویژگی رهبران بی اثر فروش این است که آنها معتقدند مهمتر ، باهوش تر و دارای مهارت بیشتری نسبت به افرادی هستند که برایشان کار می کنند.

در رهبری ، یک اصل بالاتر از همه است.

بیشتر از اینکه افرادتان به شما نیاز داشته باشند شما به آنها نیاز دارید

به عبارت دیگر شما برای آنچه که افرادتان انجام میدهند درآمد به دست می آورید نه برای آنچه که شما برای آنها انجام میدهید.اگر فقط تصمیم دارید به یک اصل رهبری توجه کنید ، این را یک اصل قرار دهید.

درک اساسی این موضوع که شما به افراد خود بیش از آنچه که آنها به شما نیاز دارند نیاز دارید ، مهمترین درس رهبری است که می آموزید.

یکی از صفات رهبران بی اثر فروش و روسای بد این است که آنها معتقدند برای کارهایی که انجام می دهند حقوق دریافت می کنند.

در سمینارهای رهبری خود ، ما بیش از هر مفهوم دیگری وقت خود را صرف این اصل می کنیم.

زیرا تا زمانی که این را دریافت نکنید – و منظور من این است که واقعاً این اصل را بخشی از قلب و روح خود قرار دهید – شما نمی توانید یک رهبر عالی باشید. بدون استثناء.

یک درس سخت

من در اوایل بیست سالگی به این اصل رسیدم. من به تازگی به عنوان مدیر منطقه مسئول محل کار شرکت خودم در آگوستا ، جورجیا معرفی شده ام. در تیم من یک دستیار مدیر و پنج راننده سرویس مسیر حضور داشتند.

رانندگان سرویس مسیر ما این کار را انجام دادند. آنها کامیون های حمل و نقل را در اطراف منطقه رانندگی می کردند و محصولات و خدمات ما را به مشتریان تحویل می دادند.

قبل از ترفیع من ، دفتر منطقه ای یک مسابقه فروش برگزار کرده بود که پاداش آن سفر دریایی به باهاما برای همه مقدماتی بود. همه همکارهای موجود در تیم من به جز دستیار مدیر من واجد شرایط سفر بودند.

به دلایلی ، تیم مدیریت هیچ گونه هماهنگی برای پوشش مسیرها در حالی که رانندگان مسیر در سفر بودند ، انجام نداده بود.

بنابراین در طول هفته اول مسئولیت ، پنج نفر از اعضای تیم من به باهاما رفتند و من و دستیار مدیرم به مدت سه روز سعی کردیم جایشان را پر کنیم.

امروز نیز به عنوان بدترین تجربه در طول زندگی حرفه ای من باقی مانده است. فراتر از بدبختی بود.

جدا از اینکه اجرای دو مسیر برای دو نفر غیرممکن است ، ما هیچ ارتباطی با مشتری ها نداشتیم ، جغرافیا را نمی فهمیدیم و کند بودیم زیرا نمی دانستیم چگونه کار را انجام دهیم.

وقتی رانندگان مسیر ما که استراحت کرده بودند برگشتند ، من آماده بودم آنها را در آغوش بگیرم.

من از نقشی که آنها در سازمان ما ایفا کردند ، درک جدید و عمیقی داشتم و فروتنانه فهمیدم که ، حتی اگر روی کارت ویزیت خود «مدیر» چاپ کرده ام ، قادر به انجام مهارت آنها نیستم. تردیدی در ذهنم نبود که من بیش از آنچه به من احتیاج دارند به آنها احتیاج دارم.

چه کسی از اهمیت بیشتری برخوردار است: شما یا افرادتان؟

این را در نظر بگیرید. صبح دوشنبه است. زود آماده می شوید و آماده شروع روز هستید. به محض نشستن پشت میز کار ، تلفن زنگ می خورد.

یکی از افرادتان تماس می گیرد و می گوید امروز بیمار خواهد بود. چند دقیقه بعد بعدی تماس می گیرد تا به شما یادآوری کند که در تعطیلات خواهد بود. تماس ها پشت سر هم می آیند تا اینکه ناگهان در دفتر تنها می شوید. امروز کسی وارد نمی شود.

چگونه تحمل میکنید؟چه مدت دوام می آورید؟

وقتی این سوال را از مدیران میپرسیم بیشتر آنها پاسخ میدهند که به احتمال زیاد میتوانند یک هفته دوام بیاورند،اما ما میدانیم که این غیر ممکن است.

فکر کنید که قرار است هر روز وقتی وارد دفترتان میشوید به تنهایی همه کارها را انجام دهید،چه حسی پیدا میکنید؟آیا میتوانید این وضعیت را تحمل کنید؟

هم شما و هم من جواب را به خوبی میدانیم.

مطمعنا کسب وکارتان فرو خواهد ریخت و به زودی گرفتار بحران خواهید شد.در مثالی که از خودم برایتان زدم کافی بود که یک روز دیگر این وضعیت ادامه پیدا کند،قطعا دیوانه میشدم.

10 استراتژی برای اینکه یک تاثیر عالی در زمان ملاقات مشتری ایجاد کنید را اینجا بخوانید

حالا فرض کنید روزی همه کارمندانتان به جز شما در محل کار حاضر شوید آیا باز هم شرایط قبلی اتفاق خواهد افتاد؟

قطعا اگر حتی به تعطیلات یک هفته ای نیز بروید افرادتان کاری خواهند کرد که جای خالیتان چندان احساس نشود،اگر اینگونه نیست پس باید به مهارتهای رهبری خود شک کنید.

هرگز ، هرگز فراموش نکنید که شما به افراد خود بیش از آنچه به شما نیاز دارند ، نیاز دارید. این اصل ساده رهبران بی اثر فروش و مدیران بد را از مدیران موفق جدا می کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.